هیجانی برای اکتشاف

دنیایی برای خلق

زندگی به سبک آلمانی!

جز متن‌های "جامعه‌شناسی و سیاست"


چرا آلمانی‌ها ساعت کمی کار می‌کنن، اما تولیدشون انقدر بالاست؟

این متن نه ماه پیش نوشته شده

مطالعه‌ای کوتاه درباره یک فرهنگ...

گاهی وقت‌ها که اسم از آلمان و آلمانی میاد، اغلب یاد جنگ جهانی دوم، هیتلر و "آختونگ" میوفتیم. ولی موضوعی که خیلی‌ها متوجهش نیستن، اینه که آلمان قطب صنعتی اتحادیه اروپا به حساب میاد و یکی از تولیدکننده‌های پیشرو در ارسال محصولات به قاره آسیاست. بیخود نیست که تبلیغات بنز و بی‌ام‌و همه‌جای دنیا رو پر کرده و برای ما، ماشینای لوکسی به حساب میان.

موتور اقتصادی اروپا یعنی آلمان، به تنهایی در سال ۲۰۱۲ از فروپاشی اروپا جلوگیری کرد و قسمت جالبش اینه که کارگرهای آلمانی همزمان از خدمات حمایتی با کیفیت‌تر و زمان کاری کمتری به نسبت همتاهای جهانیشون بهره مند بودن. چطور ممکنه کشوری که میانگین زمان کاریش برای یه کارمند، ۳۵ ساعت در هفتست (به توجه به اینکه روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل هستند، روزی ۷ ساعت کار) و ۲۴ روز مرخصی کامل با حقوق در طول سال میشه، میتونه همچین بهره‌وری داشته باشه؟

ساعت کار یعنی "ساعت کار"

تو فرهنگ کسب‌و‌کار آلمانی، وقتی کارمندی سر کاره، اجازه نداره تمرکزش رو به هر کاری، بجز وظیفه‌ای که بهش محول شده سوق بده. تلگرام، اینستاگرام، فیسبوک، توییتر و حتی خوش‌وبش‌های معمول با همکاران، چرخیدن تو اینترنت و با دمپایی راه رفتن، و حتی یهویی یه صفحه الکی باز کردن که مثلا به رییسشون بگن من دارم کار میکنم، از رفتارهای ضد اجتماعی  طلقی میشن و اصلا قابل پذیرش نیستن! مشخصا تو کشور ما همه‌چیز جور دیگه‌ای پیش میره و اکثر مواقع مدیران بردباری و صبر از خودشون نشون میدن (که بنظرم هیچ معنی نداره)، اما تو آلمان برای همچین فعالیت‌های ناخوشایندی هیچ بخشش و صبری وجود نداره.

جالبه بدونید که اگر یه آلمانی بین ماها بیاد، رفتارهای ما تو محیط کار میتونه براش خیلی جای تعجب داشته باشه... مثلا با خودش میگه "مردم چطور راجع به مسائل غیر کاریشون با هم حرف میزنن؟ اینکه امشب میخوان چیکار کنن یا کی برن کافه و..." در حقیقت اونا از این کنش‌های عادی ما تو محیط کار متعجب میشن، جالبه که بدونید تو آلمان استفاده از فیسبوک تو محیط کار کاملا غیر مجازه (مگر اینکه پیششون مهمون باشید!) و حتی حق ندارن که به ایمیل‌های شخصیشون پاسخ بدن!

محور هرچیزی موفقیته، برای همین مستقیم صحبت میکنیم

فرهنگ کسب‌وکار آلمانی، فرهنگی مبتنی بر تمرکز کامل و روابط مستقیمه. در حالی که ما برای گپ‌های کوتاه، حتی برای با انرژی نگه‌داشتن فضای کار، با ارزشن، آلمانی‌ها تقریبا جایی برای اینکار ایجاد نمی‌کنن و زمانی براش اختصاص نمیدن. کارمندهای آلمانی مستقیما با مدیرشون درباره پرفورمنس و کارایی کارشون صحبت میکنن و کار رو بدون استفاده از "صبر کنین تا یخم باز بشه" شروع میکنن و از جملات دستوری بدون کمترین نرمی و لطافت استفاده میکنن. مثلا، یه مدیر ایرانی به کارمندش میگه: ممنون میشم فلان کار رو برام تا آخر امروز آماده کنی و یه مدیر آلمانی میگه: من فلان کار رو تا ساعت سه میخوام!

وقتی یه آلمانی سر کارشه، متمرکزه و سخت تلاش میکنه که باعث میشه، بهره‌وری کار تو زمان کوتاه بالا بره.

ما زندگی خارج از کار هم داریم!

آلمانی‌ها سخت کار و خوب تلاش می‌کنن. چون زمان کار با استرس زیادی همراهه و باید روی بهره‌وری کارامدی تمرکز کنن، ساعت خارج از کارشون کاملا به دور از محیط کاری سپری میشه. یادمه یکی از دوستای آلمانیم آخر هفته روز جمعه، کلید خونش رو تو اتاق استاد جا گذاشته بود و زمانی که برگشت تا کلید رو برداره استاد رفته بود. بهش گفتم خب تماس بگیر با استادت و بگو کلیدت مونده تا برگرده و کلیدت رو بده، تا آخر هفته میخوای چیکار کنی؟ اونم بهم گفت: ساعت کار دیگه تموم شده و استاد دیگه به این محیط برنمیگرده. آلمانی بود و مجبور شد آخر هفته رو پیش دوستش سپری کنه.

به همین خاطر خیلی از آلمانی‌ها بعد از محیط کار، الزاما با هم در ارتباط قرار نمیگرن. میتونین همچین محیطی رو تو ایران تجسم کنین؟

آلمانی‌ها برای اینکه از زمان خالیشون (Freizeit) استفاده کنن، تو باشگاه‌های مختلفی (Verein) و نه الزاما باشگاه بدنسازی! عضو میشن و اونجا آدم‌هایی مثل خودشون رو ملاقات میکنن و باهم آشنا میشن. بیشترین میزان علاقه آلمانی‌ها به باشگاه‌های ورزشی (Sportvereine)، باشگاه‌های موسیقی و خوانندگی (Gesangvereine)، باشگاه‌های موزیک (Musikvereine)، باشگاه‌های پیاده‌روی و دوچرخه سواری (Wandervereine)، باشگاه‌های نگه‌داری از حیوانات (Tierzuchtvereine) و... هست. حتی خیلی از روستاهای کوچیک تو آلمان هم سعی میکنن همچین باشگاه‌هایی رو بسازن تا مردم رو کنار هم جمع کنن.

آلمانی‌ها ضمنا از مرخصی‌های زیادی (با حقوق) در طول سال استفاده میکنن که در نهایت به ۲۵ تا ۳۰ روز در سال میرسه و براشون به این معناست که میتونن زمان بیشتری در کنار خانوادشون باشن.

در کسب و کار، به مقام والد اهمیت زیادی میدیم

تو فرهنگ کسب‌وکار آلمانی، "زمان پدر و مادر" یا Elternzeit از اهمیت بسیار بالایی برخورداره! چیزی که برای خیلی از ماها حتی میتونه یه آرزو باشه. مثلا برای خانمها حقوق زایمان در نظر میگیرن و سیاست‌های بسیار کلانی در راستای حمایت از خانواده در جهان توسعه‌یافته دارن. متاسفانه یکی از مشکلاتی که مضوع حمایت از زایمان برای آلمانی‌ها داره، اینه که آلمانی‌ها زنها رو سخت‌تر تو موقعیت‌های حساس میشونن، چون به هر حال نگران سوءاستفاده از این امکان هستن.  گرچه دولت همواره در تلاشه تا این روند رو از بین ببره. و ضمنا انقدر مزایای حقوقی مادران خانه‌نشین در آلمان بالاست، که خیلی وقت‌ها منجر به ایجاد مشاغل راکد میشه! یه مادر، همزمان با بچه‌داری مشغول به کاری میشه و حقوق بالایی دریافت میکنه.

میشه گفت تقریبا تمام کارمندها در آلمان دارای قرارداد هستند و کسانی که بیشتر از ۱۲ماه در کاری مشغول باشن، به طور اتوماتیک شامل پرداخت حقوق والد میشن. که میتونه حتی گاهی تا سه‌سال مرخصی با حقوق برای یک والد باشه! گرچه والد واجد شرایط هست که تا نهایت ۳۰ ساعت در هفته کار کنه و همزمان بهش حقوق کار تمام‌وقت داده میشه (عموما بانوان شامل میشن). والدین میتونن حتی به اندازه یکسال مشغول به کار نشن تا فرزندشون به سن ۸ سالگی برسه.

همچنین برای اینکه شرکت‌ها زیر فشار مالی نرن، دولت تا نهایت ۶۷درصد از هزینه‌های والد مورد حمایت رو تا ۱۴ماه تقبل میکنه. (به این معناست که حساب والد از این به بعد با دولت خواهد بود که خب، جایی برای انعطاف نمیذارن و همه‌چیز طبق قانون پیش میره) و همین قانون رو برای والدین همجنس هم بکار میبرن.

تعجب زده شدید؟ میدونم، من هم همینطور بودم و با خودم فکر میکنم چقدر تفاوت میتونه وجود داشته باشه و چه چیزهایی یه کشور رو به جهان اول تبدیل میکنه.

سخن آخر

فرهنگ آلمانی تفاوت‌های خیلی زیادی با ما داره که خب، به سختی میشه ما مثل اونها بشیم. خیلی از موضوعات فرهنگی ریشه در تاریخ ما داره و موضوعاتی هستن که تا مدتها با ما میمونن، مگر اینکه تلاش برای آموزش مدنی رو فراموش نکنیم تا بتونیم به این پروسه سرعت بدیم. با این حال باید سعی کنیم تا از مردمشون درس بگیریم و یاد بگیریم که چطور در محیط کار انقدر منظم و دقیق کار میکنن و اعتقاد دارن، هرکدوم چرخدنده‌ای برای بهبود و پیشرفت کشورشون هستند و مثل ساعت در کنار هم کار میکنن. همزمان چطور میتونن همچین بالانسی بین کار و زندگی ایجاد کنن که بتونن پایدار و شاد بمونن، بدون اینکه تخریب کنن و یا هیجانی برخورد کنن. چطور استرسشون رو مدیریت میکنن و فضای یک کشور رو سالم نگه میدارن. یادمون نره که مساحت کشور آلمان تقریبا یک‌چهارم ایرانه و جمعیتش حتی بیشتر از ایران، و نه فقط ایرانی، بلکه از سرتاسر دنیا اونجا میرن و مدیریت این همه فرهنگ بسیار کار سختیه (آیا ما بلد هستیم فرهنگ خودمون رو مدیریت کنیم؟)

آیا بلد هستیم که در محیط کار، گوشی و تلگرام رو، اینستاگرام و عکس‌های جنجالی لو رفته از بازیگران رو کنار بذاریم و تمرکزمون رو به بهتر کردن محیطی که زندگی دومون اونجاست بدیم؟ آیا به خودمون احترام میذاریم؟ چطور ما انقدر بیشتر کار میکنیم و انقدر احساس کمبود انرژی داریم، با اینحال باز هم عقب هستیم؟ انقدر استرس داریم که وقتی میریم شمال، کیسه‌های زباله‌ای رو که تا هفته‌ها تو خونه نگه‌داشتیم میبریم اونجا و تو جنگل و کنار ساحل خالیشون میکنیم... نباید از جایی به بعد استرسمون رو کمتر کنیم؟