چه زمانی شرکت، مثل خانواده شماست؟

چه زمانی شرکت شما، یا شرکتی که در آن کار می‌کنید مانند «خانواده» شماست؟

این متن رو یک سال پیش نوشتم.

دانلود نسخه‌ی چاپی (PDF)

از روی این مطلب، یه نسخه‌ی چاپی هم میتونید داشته باشید!

زمانی که شما تو شرکتی مشغول به کار هستید، و یا تصمیم دارید که توی اون شرکت کار کنید، احتمالا با این جمله که «شما عضوی از خانواده ما هستید» مواجه میشید. همونطور که اینجا هم به این نکته اشاره شده، این حرف اکثر مواقع صرفا گفته‌ای برای تحریک منطق شما، و راهی برای نفوذ به شما از طریق احساسات شماست. اما من تصمیم دارم اینجا، به بعضی از نکته‌های مثبت این حرف اشاره کنم که تحت شرایطی احتمالا خاص، اتفادق میوفته.
یه رییس یا مدیر شرکت، چه ویژگی‌هایی رو باید داشته باشه تا بشه این حرف رو ازش پذیرفت؟ یا حداقل یک مدیر، با چه ویژگی‌ها و پس‌زمینه‌های فکری باید این حرف رو به شما بزنه؟


به نظر من، اولین ویژگی برای گفتن واژه «خانواده» و وصف محیط کاری به شکل یک خانواده، اینه که مدیر هم خودش رو بخشی از این خانواده بدونه، در حقیقت، بجای تعیین تکلیف برای کارمندها، در کنار اونها و پابپای اونها، و حتی جلوتر از اونها حرکت کنه. به عنوان مثال، اگر شما بخاطر اینکه کار عقب افتاده مجبورید بیشتر از تایم کاری رو در شرکت بمونید، مدیر هم با شما بمونه و حتی در کنار شما، به انجام کارتون کمک کنه. خودش زمان زیادی رو در شرکت بگذرونه و مهمترین دغدغش توی شرکت، سلامت فکری و جسمی کارمندان، یا همون اعضای خانواده باشه. و اگر همچین اتفاقی افتاد، پاداش ما رو فراموش نکنه


حتما با خودتون میگید که این شرایط ایده‌آله، حق دارید! ولی مگه بالاتر از خانواده و از خود گدشتگی‌های داخل اون، ایده‌آلی هم وجود داره؟ یک مدیر خوب، و فردی که واقعا این اعتقاد رو داره، که کارمندانش مثل خانواده اون هستند، باید شرایط اینطور از خود گذشتگی‌ها رو هم فراهم کنه.


ویژگی بعدی، بحث برنامه‌ریزی برای شکرته، به عقیده من، یک مدیر خوب، یا درواقع یک راهنمای خوب، طوری برنامه‌ریزی‌ها رو انجام میده و طوری قوانین رو وضع میکنه، که کارمندش خارج از زمان کاری و اونچه که در قانون کاریش شرح شده، نگرانی نداشته باشه. یعنی این راهنما باید طوری اجزا رو کنار هم قرار بده، تا کارمندش واقعا نیازی به اضافه کاری پیدا نکنه! شرح وظایف بسیار حائز اهمیت و پایبندی بهشون حتی بیشتر مهمه.
راهنمایی که اعتقاد داره، کارمنداش مثل خانواده اون هستند، باید مثل یک خانواده دلسوزی کنه.


یک ویژگی دیگه، مدیر خوب یک شرکت، نتیجه کارهای کارمندها رو در محصول بدست اومده نه، بلکه در زحمتی که کارمندها میکشن میبینه. اعتقاد داره که «کارمند آرام و خوشحال، باعث موفقیت کاره» نه «محصول خوب، باعث موفقیت». احتمالا همچین مدیری، فقط شخصی رو برای نظارت بر کیفیت کارهای کارمندان قرار میده و اون شخص موظف به ایجاد محیطی آرام و مطمئن برای کارمنداست.


در مجموع، مدیری که انتظار از خود گذشتگی از کارمندانش رو داره، باید پابپای اونها و بیشتر از اونها از خود گذشتگی کنه! در غیر این صورت، واقعا خانواده‌ای در کار نیست و فقط نیاز به انرژی بیشتر از شما میره.

برگردیم به بالای صفحه